تبليغاتX
بزرگترین وبلاگ دختران و پسران ایرانی

بزرگترین وبلاگ دختران و پسران ایرانی

فقط ایرانیان

blog4u.blogfa.com

به وبلاگ  دختران وپسران ايراني خوش امديد سعي شده بهترينها را براي شما فراهم كنيم تا لذت بون در وب ما را احساس كنيد .....

 

    همه چیز درباره دختران وپسران ایرونی ـ(روانشناسی)

   گالری عکس بازیگران زن و مرد ایرانی و هالیودی>

                  < بیو گرافی هنرمندان محبوب>

                    < طالع بيني هاي مختلف  >

                          طالع بینی ازدواج
                           طالع بیی نوین
                                                                                                                                فال پاستور(جدید)

                     دعوتنامه رایگان پرشین گیگ

 مشاهده اخرین امار وبلاگ

 <وهزار و يك مطلب ديگر همه را ميتوانيد اينجا بيابيد>

لطفا تمام صفحات را ببينيد   ...........

                              متشكرم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 10:7  توسط   | 

همه چیز درباره دختر و پسرها(روانشناسی)

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 9:47  توسط   | 

فصل هشتم:مفهوم عشق

فصل هشتم:مفهوم عشق

عشق نیروی فعال بشری است نیرویی است که موانع بین انسان ها را می شکند و آنها را با یکدیگر پیوند می دهد.وانسان را بر اساس انزوا و جدایی چیره می سازد٬امکان می دهد که خودش باشدو همسازی شخصیت خودش را حفظ کنددر عشق تضادی جالب روی می دهد, عاشق و معشوق یکی می شوندو در عین حال از هم جدا می مانند.اگر بگویم عشق فعالیت استشاید مساله کمی گنگ باشدچون فعالیت به عملی گویندکه با صرف مقداری انرژی به و جود آیداما عشق عمل به کار انداختن نیرو های انسانی است که تنها در شرایطی که شخص کاملآ آزاد باشد.نه تحت زور و اجبار.آنها را به کار می اندازد.عشق ممکن است با نثار کردن همراه باشد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 9:43  توسط   | 

فصل هفتم:نقاط ضعف روابط دختر و پسر

فصل هفتم:نقاط ضعف روابط دختر و پسر

سلامتی یک امر حیاتی و ضروری است و عوامل رسیدن به آن در وجود خود انسان جای دارد.انجام کار های بزرگ و پیچیده همراه با روشن فکری و اعتمااد به نفس از عوامل آن  جزئی از زندگی است.پس اگر هر فردی دچار یک رفتار مخرب یا زیان آور شده٬ باید نقاط ضعف خود را شناخته و آن را برطرف کندو دوباره به سلامت و شادابی برسد.ممکن است بپرسید٬ من چه کار کنم تا از این فکر خلاصی یابم؟باید بگویم شما فرصت های مناسبی دارید که بتوانید این نقطه ضعف را از خود دور کرده و در سایه انتخاب صحیح تر٬خوشحال و شاد زندگی کنید.شما باید بدانید که اختیار خودتان را داریدو می توانید ترس ها و نگرانی هایتان را دور بریزید.دلیلی ندارد غصه بخورید و اعصابتان راخورد کنید. این احساسات شما نشان دهنده عکس العمل هایی است که خودتان انتخاب کرده اید. چون اگر خود افکارتان را کنترل نمی کنید پس چه کسی این کار راانجام می دهد؟دلیل آن این است که آگاهی . اطلاعات شما کم است.زمانی صاحب اختیار خود می شوید که اطلاعات شما افزایش یابد.پس از آن می توانید با استفاده از تجارب خود چیزی را انتخاب کنید که مایه مسرت و تازگی روح است.نگویید من نمی توانم٬من قدرت ندارم.و به این احساس منفی خود عشق بورزید.در غیر این صورت مدام به فکر فرو می روید٬احساس غم می کنید٬از دیگران دوری می جوییدو احساس می کنیدیک رنج و عذاب دائمی در وجودتان است و و در نهایت هحساس رکود و بی حرکتی و انجماد می کنید.بعد٬از بخت واقبال گله می کنیدو حوادث و پیش آمد ها را سرزنش می کنید.

یکی دیگر از نقاط ضعف درروابط دختر و پسر اضطراب و آشفتگی بدون فایده است که ممکن است احساس خطا و گناه داشته و همچنین نگران رخداد ها و پیامدها در آینده باشند.

یکی دیگر از نقاط ضعف در روابط دختر و پسر سماجت و تعصب آن ها در ادامه کار تا آخر خط استو حاضر به پذیرفتن افکار و عقاید دیگران و ملاقات و گفتگو نیستند.این افراد حتی به خودشان اعتماد ندارن.به هر حال باید این را مد نظر داشت که همیشه نمی توان بر اساس یک طرح ونقشه زندگی کرد٬همچون گاهی وقت ها وضعیتی پیش می آید که بهتر است از آن نقشه دست کشید. بنابراین به دختران و پسران توصیه می شود که بر خود آسان گیرند و از این سماجت ها و تعصبات دوری جویند.

یکی دیگر از نقاط ضعف در روابط دختر و پسر عدم قاطعیت در تصمیم گیری است.زیرا به خاطر محکم و پایداری باقی ماندن رابطه دوستی شان هر تصمیم صحیحی را به تعویق می اندازند.این افراد به حالت تعویق و تعلیق باقی می مانندو پس از مدتی از زندگی کسالت بار خود خسته می شونددلمردگی به سراغشان می آیدو علت این خستگی و نارضایتی را به این وآن نسبت می دهندو زندگی را به باد انتقاد و سرزنش می گیرند.

 یکی دیگر از نقاط ضعف در روابط دختر و پسر حالت وابستگی و تعهد است که ممکن است در ظاهر بی خطر باشد ولی در اثر دشمن نشاط و شادی و تکامل بشر است.چرا که وابستگی٬ احساس مسئولیت را از انسان سلب می کندو به خاطر کمبود توسط دیگران سرزنش می شودوشخص زیر بار کارهای سخت نمی رود و عوض نمی شود.او به چه چیز فکر می کند٬چه احساس می کندو یا چه تصمیمی می گیرد.این مساله استغلال و انفعال را از شخص می گیرد.

یکی دیگر از  نقاط ضعف در روابط دختر و پسر(خشم) است که واکنش و عکس العملی است در برابر افسردگی و زمانی که شخص از کنترل خود خارج می شودبه سراغ او می آید٬چون میبیند به آنچه فکر میکند به سادگی دست نمی آیدو حوادس بر خلاف میلش پیش می رود٬با اعمال خشونت سعی داردآنچه را می خواهد از آن خود کندو در اینجا است که خشم و غضب و نومیدی به دنبال هم می آیندو تنها باعث افزایش ضربان قلب می شود.

یکی دیگر از نقاط ضعف در روابط دختر وپسر می تواند بازیچه شدن باشد.بازیچه کسی است که زندگی خود را مطابق میل دیگری می گذراند که این احتیاج به از خود گذشتگی زیاد دارد و باعث به وجود آمدن نقطه نارضایتی هایپنهانی در فکر می شود"در حقیقت زندگی این افراد متلق بخ خودشان نیست بلکه توسط دیگری به این سو و آن سو کشانده می شود

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 9:43  توسط   | 

فصل ششم:دیدگاه جامعه و خانواده ها در روابط دختر وپسر

فصل ششم:دیدگاه جامعه و خانواده ها در روابط دختر وپسر

در مورد روابط دختر و پسر٬ در شهر های کوچک چون آوازه موردی زود می پیچد٬مردم٬کمی محتاط تر عمل می کنندتا آبروی خانواده شان حفظ شود.در حالی که در شهر های بزرگ٬چون ازدحام٬تراکم و وسعت شهر بیشتر است٬وجود چنین روابطی حتی به صورت مخفیانه٬شاید نظر عابرین وبینندگان را لحظه ای جلب کنداما کمتر آوازه ای عابروی خانواده را به خطر می اندازد٬می پیچد٬لذا٬محدودیت ها کمتر بوده و دختران وپسران آزادی بیشتری می یابندتا بتوانند با یکدیگر مصاحبت و مجالست داشته باشند.البته این بدان معنی نیست که ما کل جامعه را مورد بحث قرار دهیم بلکه منظور افرادی هستند که تنها تمایل به چنین روابطی دارند.چون بسیاری از این روابط بدون اطلاع خانواده ها مشکل ساز می شود.خانواده های ایرانی سعی می کنند دخترانشان خوب و پارسا٬با علم و دانش و هنرو صاحب کمالات و فضایل و پسرانشان نیز موظف و مسئول ٬لایق و نجیب و متعهد بار آیند تا در آینده بتوانند زندگی زناشویی خود را به خوبی اداره کنند و دچار این معضلات ناشی ازیک ازدواج نا بسامان نشوند.این یک تیپ فکری مشترک در خانواده های ایرانی اعم از تحصیلکرده و یا بازاری ویا کارمند است.طبقات مختلف جامعه ما دختر و پسری را برای همسری فرزند خود بر می گزینند که از هر جهت شایستگی اخلاقی لازم را داشته باشد.(البته هستند خانواده هایی که تابع پول مطلق می شوند.)

بنابراین برای تحکیم روابط اجتماعی٬باید رعایت اصول و موازین اخلاقی بشود.و جامعه نیز از نسل جوان چنین انتظاری را دارد.

ممکن است دیدگاه خانواده های ما در محدوده روابط دختر و پسر به سه شکل کلی باشد:

الف:

خانواده هایی که طالب تمدن و تجدد هستند و وجود روابط آزادانه را به فرزندان خود القا کرده و آنها را تشویق و ترغیب به دوست یابی به جنس مخالف و خوش گذرانی و گردش و تفریح و اعلام پرستیژ  و کلاس در این روابط کرده و از این که فرزندانشان با دوست دختر یا پسر خود در پارک ها٬رستوران ها٬کوچه و بازار٬پارتی ها٬مسافرت و پیک نیکوقتگذرانی داشته باشند٬ابایی نداشته و آن را به تمدن و سطح فکر بالای خود نسبت می دهند.در قشر مرفه جامعه و یا افرادی تظاهر به تمدن و پولداری می کنند این مساله آشکار تر است٬همچون دختران و پسرانی که موبایل و لوازم دیگر را به رخ یکدیگر می کشند و هر کدام برای خود یک سری دوستانی از قشر خود انتخاب می کنند تا تنها نباشند.

ب:

خانواده هایی که تعصب زیادی نشان داده و دختران با شرم و حیای افراطی تربیت می کنند.این افراد آنچنان واهمه ای از جنس مخالف خود دارند که به محض دیدن آنها پا به فرار گذاشته و یک سلام و تعارف معمولی را هم در حد گناه و تقصیر بزرگ تلقی می کنند.فرزندان این گروه پس از این که به محیط های شغلی یا دانشگاهی وارد می شوند٬بیشتر دچارمشگل می گردند.چون ممکن است ظرفیت کمتری داشته و یک دفعه خود را غرق کنند.همچنین این افراد در زندگی زناشویی خود نیز به دلیل این که یاد نگرفته اند چگونه با جنس مخالف خودبرخورد یا ابراز علاقه یا محبت کنند٬ دچار مشکل شده و سبب ترد شریک زندگی خواهند گردید.

ج:

خانواده هایی که به فرزندانشان احترام متقابل و احترام به نفس را آموخته و دختران و پسرانشان می دانند که به هنگام برخورد با یکدیگر نباید زیاد هیجان زده و دستپاچه شده و یا بر عکس خود را مخفی کنند. این افراد در پوشش٬گفتار و رفتار منطقی بودهو گستاخانه عمل نمی کنند.آن ها با پدر و مادر خود قرابت بسیارداشته و اگر از دختر و پسری دریافت تلفن٬ هدیه و نامه داشتندیا رفتار مشکوکی را مشاهده کردند٬با والدین در میان گذاشته و خود را دچار شرارت ها و آسیب های بعدی نمی کنند.این افراد از نظر اجتماعی و عاطفی به حدی رشد یافته اند که اگر کسی به آنها لبخندی زد٬یا خود رابه معرض نمایش گذاشت٬یا کلام عاشقانه ای زمزمه کرد٬فریفته نشدهو روز و شبشان را از یاد نبرند.

پس می بینیم که بنیان خانواده که در حقیقت یک جامعه کوچک است٬می توتند دسته بندی های فکری و ارزشی متفاوتی داشته و در نتیجه فرزندانی پرورش دهند که وقتی وارد اجتماع می شوند٬همان کنش هایی را نشان دهند که خانواده به آنها تزریق کرده است.

بنابراین نتیجه می گیریم که دیدگاه کلی جامعه و خانواده بسیار نزدیک به هم است و از یکدیگر جدا نیست.ویا می توان گفت که ترکیبی از تفکرات خانواده های مختلف است که بر هم تآ ثیر می گذراند.


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 9:43  توسط   | 

فصل پنجم:انگیزه دختران و پسران از ایجاد روابط

فصل پنجم:انگیزه دختران و پسران از ایجاد روابط

دختر و پسر صرف نظر از شکل و اختلافات بدنی٬از لحاظ قوای شعور و عقلانی با هم فرقی نمی کنند.اما دختران از حیث قوای عاطفی و خلقی٬بسیار حساس ودارای جنبه هیجان پذیری بیشتری هستند.به همین دلیل خیلی زود دلباخته می شوندو اگر آمادگی کافی در بر خورد و معاشرت با افراد هرزه و لاابالی را نداشته باشند٬ به سادگی فریب زبان بازی آن ها را می خورندو گمراه می شوند.اغلب دخترانی که فریب خوردهو سقوط می کنند به خاطر میل جنسی تسلیم جنس مخالف  نمی شوند بلکه به دلیل زود باوری و حس محبت٬دوستی و فدا کاری استکه به جنس مخالف تمایل و کشش می یابند. در حقیقت می خواهند احساس خود را تسکین دهند. به خصوص دخترانی که در محیطی پرورش یافته اند که محبت و توجه کافی به آن ها مبذول نشده است.


وقتی از دختران و پسران جوان از شور و اشتیاق برای داشتن روابط با یکدیگر سوال می شود٬ پاسخ های متفاوتی می دهند:

ــ برخی اظهار می کنند که ما تنها برای وقت گذرانی یا خوشگذرانی به دنبال چنین ارطباطی هستیم.در واقع می خواهیم به نوعی وقت اضافی خود را پر کنیم.

ــ بعضی فریبکار و دروغگو بوده و به خاطر مقاصد شومی با احساسات دختری بازی می کنند. متاسفانه این افراد دیر شناخته می شوندچرا که سعی در پنهان کردن چهره واقعی خود را دارند.

ــ بعضی از دختران و پسران قصد کنجکاوی یا محک زدن جنس مخالف خود را دارند.

ــ بعضی انگیزه خود را به راستی عشق٬کشش و جذبه ای عجیب به جنس مخالف خود بیان می کنند.این افراد گاهی شکست های سختی می خورندو یا این که بلعکس برای پیشرفت شکست را جبران می کنند.

ــ برخی به دلیل جنبه های ایثار٬ نوعدوستی و کمک به طرف مقابل ٬ سعی در ایجاد دوستی دارند.

ــ و در نهایت برخی آرمانشان ازجواج است و کمتر سعی در ایجاد مشکل و دشواری دارند. بلکه با گرفتن نشانی و انجام آداب و رسوم خواستگاری و ازدواج٬ می خواهند که پیمان محکم تری با فرد مورد نظر خود داشته باشند.


پس می بینیم که عامل محرک می تواند شکل های متفاوتی داشته با شد. ولی بهترین نوع آمادگی در روابط دختر و پسر قبل از ازدواج٬ تربیت صحیحی است که به دختر احترام و صیانت در مقابل پسر را می دهد. یعنی رفتار و کردارش به گونه ای باشد که طالب ارج و احترام باشد.


در صورت تربیت چنین دخترانی ٬ پسران یاد می گیرند که به محض دیدن دختری٬ از چشم چرانی احتراز کنند و تا به سطح ازدواج نرسیده اند٬ از از ابراز عشق و محبت و جریحه دار کردن احساسات و شخصیت دختری جلوگیری کنند.پس می توان گفت که شرط اول آمادگی دختر وپسر برای ازدواج تربیت قبل از بلوغ و عدم وجود معاشرت های مخفیانه٬ صمیمانه و خصوصی با یکدیگر است.دختران باید به پسران بفهمانند که اگر شیفته آنان هستند٬ چاره ای جز خواستگاری و رعایت اصول و عرف جامعهو خانواده را ندارند.

       آنچه به عنوان بهترین وضعیت در روابط دختر و پسر مطرح می شود

      بدین شرح است:

۱ــ با شناخت واقعیت های جنس مخالف باشد.

۲ــ از خیال پردازی و تصورات رویایی به دور باشد.

۳ــ کنترل خون سردی و صلابت شخصیت در بر خورد با جنس مخالف مطرح باشد.

۴ــ حدود اخلاقی٬ عرفی٬ شرعی خانوادگی حفظ شود.

۵ــ روابط پنهانی و بدون مشورت با والدین وجود نداشته باشد.

۶ــ روابط صمیمانه قبل از عقد شرعی وجود نداشته باشد.


پس به هر دختر وپسر به هر انگیزه ای که می خواهند با یکدیگر رابطه داشته باشند ٬لازم است که این موازین رعایت شود.تا برای خود٬ خانواده و اجتماعشان فساد اخلاقی به وجود نیاورند.


البطه درصد زیادی از دختران وپسران که با هم ارتباط دارند٬ بیشتر ترجیح می دهند که این ارتباط ها پنهانی و خصوصی باشد. زیرا این مساله بدین شکل برای آنها هیجان انگیز تر استو جازبه بیشتری ایجاد می کندو نیز می ترسند که اگر والدین یا سایر اعضای خانواده به روابط آن ها پی ببرند٬مانع شده و یا جاسوسی شان را بکنند. این دختران وپسران ٬ اسرار خود را بزرگترین و مهمترین مسایل جهان هستس دانسته و سعی دارند که با پنهان کاری بزرگتر ها را فریب دهند و اکثرا تظاهر به دروغ می کنند یعنی اگر از آنها  پرسیده شود به جنس مخالف علاقه مندند٬می گویند:چه حرف ها؟!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 9:42  توسط   | 

فصل چهارم:تفاوت های فرهنگ ما با فرهنگ غرب

فصل چهارم:تفاوت های فرهنگ ما با فرهنگ غرب

فرهنگ نامی است بلند مرتبه٬ با عظمت٬فروزندهو فرح بخش.آن ملتی که فرهنگی ناقص دارد پایه و ثبات ندارد .و افراد آن نا منظم٬بی هویت و فاقد اخلاقند. فرهنگ خوب باعثپیشرفت تمدن و تجددو تدین هر قوم و ملتی است . گوستاو لوبون می گوید:((یزرگترین عامل نیرومندی یک ملت به علم و تربیت فرهنگی و نتایج اخلاقی و اجتماعی آن ملت باز می گردد.


جامعه ایرانی ٬دارای فرهنگی با قدمت کهن و تاریخی است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 9:41  توسط   | 

فصل سوم:تفاوت ها و تشابهات بین دختر و پسر

فصل سوم:تفاوت ها و تشابهات بین دختر و پسر

دختر و پسر به عنوان دو موجود یا دو صنف انسانی دارای مسایل و عواطف مخصوص به خود می باشند که شناخت آن ها نقش بسیار مهم واساسی در پی ریزی زمینه های تفاهم٬تشریک مساعی و سازگاریو روابط سالمخانوادگی و اجتماعی را بین آن دوپایه ریزی می کند.به همین دلیل دانستن گوشه هاییاز اختلافات روانی و علل و عوامل پیدایش و ظهور آن از ابعاد مختلف علم٬دین٬فلسفه٬اخلاق٬روانشناسی و جامعه شناسی می تواند هر کدام از این دو جنس را نسبت به خود آگاه نماید.

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

انسان موجودی است سه بعدی است یعنی شخصیت انسان ترکیبی از تاثیرات و روابط متقابل عقل.قلب و بدن می باشد..

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

شخصیت هر کس با وحدت این سه بعد هویت واحدییدا می کند:

الف)ــ عقل کانون و سر چشمه فکر و اندیشه و آگاهی و بصیرت می باشد.انسان با قوه عقل و تفکروبه کمک حواس ظاهری خود با جهان خارج از ذهن٬آگاه و آشنا می شود.

ب)ــ بعد دوم شخصیت انسانی قلب است که کانون عواطف و احساسات و انفعالات است٬ عواطف معمولآ به دنبال احسلاس و ادراک ذهنی به وجود می آیند.(یعنی پس از ادراک و یا احساس اشیای خارجی و یا پس از یاد آوری آن ها٬ به مقوله عواطف می رسیمکه کانون آن قلب است).عواطف به طور کلی تحت تآثیر محرک ها هستند.روان کاوان آن را کلید روانشناسی می نامند.

ج)ــ بدن نیز یعد فیزیکی و ابزاری شخصیت انسان است که مانند یک مکانیسم پویا به فعالیت طبیعی خود می پردازد. بدن کانون غرایز و نیاز های جسمانی می باشد. غرایز در وجود انسان برای تامین نیاز ها و کمبود ها است که در طی فعالیت حیاتی بدن به وجود می آیدو به گونه غیر ارادی٬ همیشگی و نا آگاهانه فعالیت های داخلی بدن را انجام می دهندتا کمبود ها به موقع تامین شوه و جسم با شرایط زندگی سازگار شود.

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

بنابراین٬ ویژگی غریزه تامین نیاز ها و کمبود ها حیات مادی است در حالی که عواطف تحت تاثیر محرک های خارجی جنبه دگر خواهانه و دگر نگرانه دارند. فعالیت غریزی بین انسان و حیوان مشترک است اما عواطف تنها منحصر به انسان می شود.فعالیت های غریزی به طور نا خوداگاه فعال می شوندولی فعالیت های عاطفی در انسان با محرک خارجی فعال می شود.فعالیت غریزی قابل سرایت نیست در حالی که عواطف مسری اند. یعنی  حالاتی چون ترس٬خشم٬ اضطراب٬ شادی و سرور فردی خاص بر محیط پیرامون او تآثیر می گذارد.

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

ویکتور هوگو می گوید:((مردان بازیچه زنانند و زنان بازیچه شیطان)).منظور افرادی است که در فریب مردان از طریق خود نمایی ٬خود آراییو عشوه گری داشته و به انحراف و تمایلات جنسی و شهوانی می پردازند.این ها را انسان های حیله گر نام می نهند.

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

در هر حال انگیزه بیشتر دختران از خودنمایی٬جنبه جنسی نیست بلکه طالب کسی هستند تا ارز وجود پر رمز و رازشان با خبر شود و موقعیت عمیق عاطفی و روحیه فدا کاری و صداقت آن ها را ستایش کند.گاهی دختران کم تجربه و جوان اغفال نا جوانمردان واقع می شوند.در جنس مذکر،ایناین حالت وجود ندارد .

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

ویکتور هوگو نیز می گوید((هر زن٬عفیف٬زیبا و دلپسند است٬وجاهت همراه با وقار و عفت به زن قدرتی می دهد که قویترین مردان را یاری مقاومت در بابر او نیست،بلکه آن ها را به خضوع و تعظیم در مقابل خویش وادار می سازذ)).

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

خداوند زیباست و زیبایی رامی پسندد ولی این زیبایی نباید محور و مرکز توجه نام و کامل یک دختر شود.و او را از فکر و مسایل مهم تر در زندگی خویش و به کار گیری سایر امکانات و شئونات باز دارد.در پسران این میل نیست به دختران ضعیف تر است و بیشتر سعی دارند که ژست و قیافه خویش را حفظ کنند تا آن را وسیله ای برای فریبندگی قرار دهند

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 9:41  توسط   | 

فصل دوم:انتخاب دوست و تاثیر هم نشینی

فصل دوم:انتخاب دوست و تاثیر هم نشینی

اگر هر کدام از ما فقط در دنیا یک نفر را داشته باشیم که به هنگام دل تنگی وغم.صمیمانه می توانست به او پناه ببرد و درد دل کندوآن یک نفر بدون تعصب به حرف هایش گوش می داد.ناراحتی های روهی و فکری دیگر معنا نداشت.بنابراین نیاز به دوست و یار صمیمی .یکی از نیازهای مهم بشری در تمام دوران زندگی است.آدمی دوست دارد که شخصی موافق .همرنگ و هم دل خود داشته باشدتا برخی از ساعات خود را با او بگذراندو با هم نشینی با او لذت ببرد.

انسان و به خصوص جوانان با هر کس که همنشینی و آمیزش داشته باشند  از اخلاق و رفتار او تقلید می کنند محال است آدمی با کسانی که در اطرافشان هستند معاشرت داشته و اثرات عمیق آن را تجربه نکرده باشند.زیرا ما بدون این که متوجه شویم تحت نفوذ وتاثیر حرکات و افکار دوستان و مصاحبین واقع می شویمبه همین دلیل دوست خوب به عنوانیک سرمایه تلقی میشود که که نداشتن آن موجب محرومیت و دوست بد مصیبت وبلایی خانمان سوز است.

معمولآ در سنین ۱۳-۱۲ سالگی در نوجوانان تمایل بیشتری برای دوست یابی پیدا می شود او به دنبال دوستانی است که با آن ها معاشرت کندو سرگرمی های مشترکی بیابد واحیانآ راز های خود را در میان بگذرانند نوجوانان در رفاقت و دوستی.نخست بسیار گرم و عاطفی و احساساتی بر خورد می کنندساده و بی آلایشند و چون محتاطانه و عاقلانه نمی اندیشند .تعصب زیادی در مورد دوست خویش نشلن داده و ممکن است دچار لغزش شوند.

 

هر چه سن بالاتر می رود دوران پختگی و انس بیشتر و رفاقت های پایدار تر فرا می رسد.این دوستان معمولآ دیر تر همدیگر را فراموش میکنندو سالیان سال کنار هم باقی می مانند.ولی باز هم میل به سازگاری و احساس نزدیکی سبب تاثیر پذیری بیشتر می شوداگر جوانان زمان زندگی خود را عاقلانه به دست گرفته باشند واراده خود را آزادانه به کار ببرندبه طور یقین در پی معاشرت و همنشینی با دوستانی هستند که از خودشان بهتر وفاضلترند و سعی خواهند کرد که از اخلاق و رفتار خوب آن ها تیعیت کنند. چرا که سبب تقویت روحشان می شود.یک ضرب المثل اسپانیولی می گوید:(اگر در میان گرگ ها بروی زوزه کشیدن را از آن ها خواهی آموخت)

 

معاشرت با افراد پست و خود خواه فکر را تاریک و محدود کرده و روح مردانگی و اخلاق عالی را در انسان می کشد .در حالی که از افراد عاقل تر و با تجربه تر از خودمان راه و رسم زندگی را آموخته و عقاید و نظریات ما اصلاح شده و شریک عقل و دانش آن ها می شود.

 

گاه دختران جوان به دوستان خود علاقه های مفرطی پیدا می کنند و وابستگی بینشان بسیار شدید می شود و ممکن است تنها چند هفته دوام یابد.این نوع دوستی ها ابلهانه است در حالی که دوستی در میان پسرها بیشتر عاقلانه و کمتر هیجانی و احساساتیاست.آن ها به هم اعتماد داشتهو آزادانه با هم صحبت می کنند و به هنگام دیدار یکدیگر دچار احساسات فراوان نخواهند شد. ومی دانند دو نفر از لحاظ روحی به یکدیگر علاقه مند و نزدیکند همین که به یاد هم باشند کافی است پس تنها فرصت های مناسب اضافی وقت خود را به دیدار هم اختصاص می دهند و آگاهند از این که توقعات کم و اعتماد متقابل دوستی را ارزش مند می سازد.

 

گاه درست ترین و راست ترین راه ایثار نفس و از خود گذشتگی این است که خواسته کسی را که برایش خوب و پسندیده نیست رد کنیم.

 

پس علاقه و به فرزانگی را دوست بدارید و به فرزانگی از خود گذشته و ایثار کنید.و بدانید که غم آور ترین ارتباط ها و دوستی ها زمانی است که انسان همه هستی خود را در آن سرمایه گذاری کند

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 9:40  توسط   | 

فصل اول:تحولات جسمی و روانی دوران بلوغ

فصل اول:تحولات جسمی و روانی دوران بلوغ

                          

نوجوانان در سنین بلوغ.دوران پر تلاطمی را می گذرانند.این دوران برای او و خانواده اش اهمیت خاصی را داراست.هر تصمیم حساب شده!سر چشمه خیر ونیک بختی نوجوان است و هر تصمیم نابه جاونامعقول.سرانجام ناخوشایند به دنبال خواهد داشت.در این دوران نوجوان در مرحله تبدیل شخصیتی است و افکار وحالات وی به سوی بالغ شدن و در مسیر کامل تر شدن حرکت میکنددر یک جمله بلوغ مرحله ای از حیات بین کودکی و بزرگسالی است  که ویژگی های هیچ یک را نداشته بلکه خصوصیات منحصر به خود را دارد.به همین علت برخی آن را دوران بحران نامیده اند.

تعریف بلوغ را میتوان به حد رشت رسیدن بیان کرد.دوران بلوغ (بین۱۲تا۲۰سالگی)خارج شدن از مرحله حمایت و رسیدن به استقلال است در شهر های صنعتی و پر آشوب معمولآسن بلوغ زود تر آغاز میشود که دلیل این امررسانه های گروهی.سینما.بهبود وضع تغذیه.تعلیم وتربیت و بهداشت روانی است(دختران۹تا۱۶سالگیوپسران۱۲تا۱۸سالگی)

تغییرات جسمی در پسران به صورت پهن شدن عضلات و بافت چربی.رویش مودراندام ها.تغییر صداورشت استخوان های دست وپا و در دخترا به صورت به صورت بزرگ شدن بافت پستان ها.رویش مو.علایم عادت ماهیانهواندکی تغییر صدا میباشد.


مراحل روانی دوران بلوغ به صورت زیر میباشد 

۱۲تا۱۴سالگی:بروز روحیه اجتماعی.استقلال طلبیو گرایش به زندگی گروهی.

۱۴تا۱۵سالگی:گرایش به جنس مخالف

۱۵تا۱۸سالگی:احساس عشق کامل به جنس مخالف وایده آل پرستی


و اما خصوصیات عمومی دوران بلوغ عبارتند از:

۱-دوران رویا و آرمان پرستی

۲-مرحله ای  که نو بالغ می کوشد خود را از حالت کودک وابسته و تحت حمایت خارج کند

۳-ظهور احساسات و تمایلات جنسی

۴-بروز روحیه ماجرا جویی

۵-تمایول به قبول مسعولیت

۶-انجام کارهای جدی ومثبت

۷-علاقه به گروه هم سال و پذیرفتن فلسفه

۸-به دست آوردن استقلالدر ملاقات دوستان.

۹-گرایش به گروه

۱۰-حس ستایشنسبت به دیگران و این که مورد ستایش واقع شوند


براساس هرم <مزلو>نیاز های یک فرد شامل موارد زیر میباشد:

۱-نیاز های فیزیولوژیک

۲-نیاز به امنیت

۳-نیاز به تعلق.عشق و محبت

۴-نیاز به احترام و احساس ارزشمندی

۵-نیاز به دانستن

۶-نیاز به معرفت.درکوزیبایی

۷-نیاز به شکوفاییو تحقیق خویشتن

هر یک از نیاز های فوق در صورتی که برآورده نشوند.می تواند فرد را دچار حس محرومیت و نا کامی نموده.تعامل روانی فرد را مختل کند.در این میان نقش اول را پدر و مادر بازی میکنندو پس از آن محیط واجتماع تآثیر فراوانی دارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 9:40  توسط   |